به سراغ من اگر می آیی

نرم و آهسته نیا

بشکن این سنگ سکوت

که در این تنهایی دل به جان آمده است ...

 

                     .

                     .

                     .

 

    این دفعه شما بنویسین

به قول معروف:

                    هرچه می خواهد دل تنگت بگو : )

 

/ 6 نظر / 14 بازدید
يه غريبه

سلام... وسيع باش و تنها و سر به زير و سخت... تا بعدی بهتر.

سام

بودن يا نبودن؟ پرسش اين نيست هرگز هم نبوده است فلسفه هم اين نيست چرا که فلسفه واژه‌ای گنگ است که مردانِ عاشق‌پيشه از آن تفنگی سازند بهر شکار آهوان خوش‌خرام وابسته به جوهر ذات نيست که ذاتِ مردمان انباشته‌بدره‌ای‌ست از تکرار دل‌تنگی‌ها که آن را بپوشانده‌اند به‌هزار ترفند با صورتک‌هایِِ خندان يا متفکر به جوهر قلم و آن پر ِ بلندِ مرغکِ مرده نيز بسته‌گی‌اش نيست که در اين روزگاران تقه‌ای بر کليد نانوشته‌ها را می‌نگارد بر تار ِ تنيده‌یِِ عنکبوت دنباله‌روی نيز نکند از طبع روان و جاریِ واژه‌ها يا چينه‌دانِ کوچکِ پرنده‌یِ نگارنده بودن يا نبودن در اين روزگاران بسته به پهنایِ باند است که مردمانی چابک‌دست برایِ گذر از هزار ديوار بربادش می‌دهند بی‌هيچ انديشه يا ‌افسوس!

بهار

سلام. ورژن جديد حديث حاضر هميشه غايب حاضره. خودتو بزن به حواس پرتی همه می آن سراغت و سکوتت می شکنه!

ماری

سلام نگينم. خوبی عزيز؟ دلم برات تنگوليد يه چيزيو می دونی؟ عشق به راحتی به دست نمياد . بهای گزافی بايد برای به دست آوردنش پرداخت.... بهايی بسيار گزاف که عشق آسان نمود اول... ولی افتاد مشکلها ببين کی بهت گفتم و کی می خوای بگی راست گفتی ماری .....

نگار

سلام عزيزم -خوبی؟دلم برا وبلاگت تنگ شده بود - بالاخره يه کم شکر واسه قهوت پيدا کردی؟؛) راستی پست زيبائی بود مرسی*ـ)

بهار

سلام نهال جون. ديگر از غم نسرايی سخنی؟ سر فرو بردی به گريبان سکوت؟