چه کسی پاسخگوست؟؟؟

امروز در دانشکده حسابداری و مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی به علت بی کفایتی و بی لیاقتی مسئولان این دانشکده یک دانشجوی20 ساله ی  ترم یک رشته ی حسابداری جان خود را از دست داد.

واقعا چه کسی پاسخگوست؟

هر کدام از مسئولین هنگام وقوع حادثه در اتاق های خود مشغول و سرگرم انجام کارهای روزانه ی خود بودند و حاضر به رسیدگی به این دانشجو نبودند..و تمامی کارها : از خبر کردن اورژانس، کمک های اولیه، خبر به روزنامه ها و تلویزیون و....را خود دانشجویان انجام دادند.

حادثه دربین ساعت 8:40 تا 9:15 صبح روز 4 آذر ماه 1385 اتفاق افتاد.این دانشجو ساعت 8:30 در کلاس حاضر شده و در لحظاتی که استاد هنوز بر سر کلاس نیامده بود دچار حمله ی قلبی می شودو دوستانش به هر کدام از واحدهای دانشکده مراجعه می کنند کسی به دادشان نمی رسد... به اورژانس تماس می گیرند ولی زمانی می رسند که دیر است...با ((بیمارستان دی)) هم تماس گرفته می شود اما امبولانس در اختیارشان قرار نمی دهند و می گویند که باید بیمار را به بیمارستان منتقل کنند.در تمامی این لحظات که این دانشجوی مظلوم در حال جان دادن است کسی از مسئولان دانشگاه صندلی و اتاق گرم خود را ترک نمی کند و بالای سر او نمی آید...تا اینکه دانشجوی مرحوم به نام (( محمد شفیع رضایتی ))بعد از 20 دقیقه جان کندن، جان خود را از دست می دهد. واقعا جای تاسف است که جان یک انسان انقدر بی ارزش شده است؟؟

به خانواده ی محمد اطلاع داده می شود که فرزندتان فوت کرده و مادر و برادر او به دانشکده می آیند در حالی که هنوز امبولانس نرسیده!!!!!!!!!

مادر محمد بر سر جنازه ی فرزندش اشک می ریزد ... دوستان محمد هر کدام به گوشه ای نشسته اند و افسوس می خورند که می بایست او الآن میان ما بود...اما مسئولان در میان دانشجویان دیده نمی شدند!!!

جنازه ی محمد تا ساعت 12:30 بر روی زمین(در کلاسی که در آن منتظر استاد بوده) می ماند.دوستان محمد جنازه را بلند کرده و به امبولانس منتقل می کنند...تا قبل از حمل جنازه اجازه ورود به خبرنگاران و روزنامه نگاران داده نمی شود...

بعد از حمل جنازه به پزشکی قانونی...در حالی که دانشجویان اعتصاب غذا کرده اساتید و کارکنان دانشگاه بی تفاوت از کنار قضیه رد می شوند و به سلف می روند تا نهار گرم خود را میل کنند.بعد از صرف نهار((ثقفی)) رئیس دانشکده در حیاط دانشکده حاضر می شود.. به علت کمبود امکانات همگی در آمفی تئاتر گرد هم جمع می شوند.اما هیچ یک از پاسخ های او به سوالات دانشجویان منطقی و قانع کننده نیست.

دانشجویان خواهان آمدن رییس دانشگاه علامه طباطبایی(( آقای شریعتی)) هستند اما تا ساعت 4 بعد از ظهر ایشان تشریف فرما نمی شوند!!!

تمامی تشکل ها: انجمن اسلامی/ جهاد دانشگاهی/ بسیج دانشجویی/ شورای صنفی و.. هرکدام بیانیه ای تنظیم نموده و در آمفی تئاتر خواندند. و همگی خواستار حضور شریعتی در دانشگاه بودند.در صورت عدم حضور به مراجع بالاتر : مقام رهبری/ ریاست جمهوری و وزارت علوم و تحقیقات گزارش کتبی خواهند داد.امروز و فردا کلاس ها تشکیل نخواهد شد.

یک دوست دانشجو از میان ما رفت...کسی که می بایست فردا مانند امروز و تمامی روز های دیگر به خانه بر می گشت و دل مادر خود را شاد می کرد/ کسی که جای خالی پدر را می بایست پر می کرد/ کسی که می بایست می بود و دیگر میان ما نیست.

اما یک چیز ثابت شد : ان هم بی لیاقتی مسئولان انتصابی نه انتخابی....شرم آور است..

درگذشت همکلاسی ام/ هم دانشکده ایم / را به خانواده و دوستان و دانشجویان دانشکده حسابداری و مدیریت و همچنین کل دانشگاه علامه طباطبایی  تسلیت می گویم.

امیدوارم که دیگر شاهد چنین اتفاقات در هیچ دانشگاهی نباشیم....

محمد شفیع روحت شاد // فراموشت نخواهیم کرد .... یادت همیشه با ماست.  

 

 

 

 

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافر

جای تعجب نيست اينجا ايرانه خانم - من با چشم خودم کشتن دانشجويان و ضرب شتم انها را ديدم - بی تفاوتی که خيلی چيزه عاديه

جودی

متاسفم... حرف داشتم اما خوب حالا هيچي

سياوش

بيست و اندی سال است دنبال پاسخگو ميگردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نگار

سلام عزيزم. فقط ميتونم بگم ای کاش همين بلا به سر يکی از عزيزان این آقايان بالا نشين بيايد تا بفهمند چه دردی ميکشد مادر اين جوان. و اینکه من هم تکرار می کنم با کمال تاسف توی این خراب شده که اسمش ایران است ، همه چیز با ارزش تر از جان یک انسان است و اگر غیر از این میشد عجیب بود.. وای بر ما.....

رها

سلام نگين جان...ديگه مارو بی خبر می زاری....با اينکه دير می نويسم : اما همون روز که اين اتفاق افتاد ماهم حسابی حالمون گرفته شد و واقعا فقط می تونم بگم متاسفم و حرفی جز سکوت نمی مونه ...جالبه بدونی که يکی از استادهای همين دانشکده ی علامه يعنی دانشکده ی ما که حسابی به قول دوستمون بالا نشين هستند می گفت که اين دانشجو به خاطر الودگی هوا فوت کرده: نه چیزه دیگه ای///نمی دونی اون لحظه چه حال بدی پیدا کردم/// ....متاسفم

ماری

سلام خبری ازت نيست از اين ماجرا چه خبر؟

فرنگیس

نگين عزيز سلام... بی نهايت متاسف شدم. اما خب تاسف من و تو فايده نداره ... دلم گرفت... از این زندگی پست و بی مقدار... روحش شاد!

بهار

هوا بس ناجوانمردانه سرد است! سلام. حديث ششم حاضره هميشه غايبو حاضره.

محسن

سلام. خیلی تاسف داره که بعضی ازما ایرانیها ادعای هم نوع دوستی و کمک به یکدیگر داریم اما واقعا هیچ بویی از این کار خوب نبرده ایم .امیدوارم ما از این انسانها باشیم.

امین

سلام. اول متاسفم.و دوم می خواهم بگم که هر چی سرمون بیاد حقمونه.